سیدعطاءالله مهاجرانی
سوم: اُنس با جهان داستان و حکمت مثنوی معنوی
در کنار انس با قرآن که شهید آیتالله خامنهای با شوق و بهجت و نشاط بارها از آن انس سخن گفتهاند، نظریه یا دآوری ایشان درباره جلا ل الدین بلخی و کتاب «مثنوی» نیز کم نظیر است. پیشینه حوزه های علمیه نشان میدهد که برخی علما نه تنها نسبت به جلالالدین بلخی نظر موافقی نداشتهاند، بلکه گاه مخالفتهای آشکاری نیز در سخنان و فتاوای فقیهان دیده میشود؛ برای نمونه هنگامی که قرار بود در تهران، در مرداد ماه ۱۳۹۰، سمیناری در تجلیل از مولانا جلالالدین بلخی، افتخار فرهنگ و هنر و اندیشه ایرانیان و پارسی زبانان برگزار شود، مرحوم آیتالله لطفالله صافی گلپایگانی به صراحت موضع گرفتند. به روایت خبرگزاری فارس: «افرادی که کنگره بزرگداشت مولوی را در ایران برگزار کرده اند و آن حرفها را بیان نمودند، باید از امام زمان(عج) خجالت بکشند. بنده مخالف برگزاری آن بودم. پولهایی که در این مراسم هزینه شد، باید در مراسم تبیین شخصیتهای علمی و دینی هزینه می گردید.»
آیتالله مکارم شیرازی هم چنین نگاهی داشتند. در مهر ماه ۱۳۹۸ جمعی از طلاب نامهای برای ایشان نوشتند و نظرشان را درباره ساخت فیلمی درباره شمس تبریزی جویا شدند. ایشان در پاسخ، چنین کاری را جایز ندانستند. البته فیلم به کارگردانی کارگردان ممتاز، حسن فتحی، توسط ایران و ترکیه ساخته شده است. حتی در شرح نهجالبلاغه آیتالله مکارم شیرازی دیدم که ایشان در پاورقی به مناسبتی از «اشعار زننده مولوی» یاد کرده بودند. البته منظورشان از اشعار زننده، تنها داستانهایی نیست که مولانا از الفاظ رکیک استفاده کرده است (مانند داستان خاتون و کنیزک). منظور مباحث عرفانی و از دید نویسنده شرح صوفیانه هم است. اتفاقاً همان مطالبی است که در نظر برخی، با بحث اصول اصول اصول دین نسبت دارد. ۱
البته در سوی دیگر، حاج مولی هادی سبزواری (۱۲۱۲ ـ ۱۲۸۹ق) فیلسوف و عارف نامدار دوره قاجاریه است که کتاب «منظومه حکمت» ایشان و شرح آن همچنان جزو متون درسی حوزههای علمیه ماست. حاج مولی هادی شرحی بر مثنوی نوشته است؛ شرحی پرنکته و لطیف و البته نه چندان روان و آسان خوان. در نخستین صفحه شرح مثنوی حاج مولی هادی از مثنوی مولوی، با تجلیل شایسته و تماشایی نوشتهاند: «الکتاب العظیم و الاسلوب الحکیم، المثنوی المعنوی، لا بل تفسیر المنظوم و السرّ المکتوم، اذ کله کما تری بیان للآیات البینات و تبیان للسنن النبوات و قبسات مِن نور القرآن و جذوات مِن شعاع مصباح الساطع…. و لله دَرّ ناظمه حیث جمع بین الشریعه و الطریقه و الحقیقه کما حاز العقل النقاد و الفکره العمیقه و الطبع الوقّاد و استقامه السلیقه ذی الاید و الابصار و الالهام و الانوار.»۲
هیچ کس با چنین زیبایی و جامعیتی مثنوی را نستوده است. در تفسیر مقدمه دفتر اول به تفسیر مثنوی به عنوان «اصول اصول اصول دین» پرداخته است. همان نکتهای که در سخنان شهید امام خامنه ای دیده میشود: «شعر مولوی را شما ببینید. اگر فرض کنید کسی به دیوان شمس به خاطر زبان مخصوص و حالت مخصوصش دسترسی نداشته باشد که خیلی از ماها دسترسی نداریم و اگر آن را کسی یک قدری دوردست بداند، مثنوی، مثنوی؛ که خودش میگوید: و هو اصول اصول اصول الدین. واقعاً اعتقاد من هم همین است. زمانی مرحوم آقای مطهری از من پرسیدند: نظر شما درباره مثنوی چیست؟ همین را گفتم. گفتم به نظر من مثنوی همین است که خودش گفته: و هو اصول ... ایشان گفت: کاملاً درست است، من هم عقیدهام همین است.» ۳
ادامه دارد
پی نوشت ها:
۱. آیتالله ناصر مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمومنین(ع)، ج۱، مؤسسه تنظیم و نشر آثار آیتالله مکارم. قم ۱۳۹۷، ص۱۰۲
۲. حاج ملا هادی سبزواری، شرح مثنوی مولانا جلال الدین محمد بلخی، تهران، انتشارات کتابخانه سنایی ، بی تا، ص۲ ـ ۳
۳. بیانات در دیدار شاعران در ماه مبارک رمضان در ۲۵ شهریور ۱۳۸۷
شما چه نظری دارید؟